امروز : دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
دسترسی سریع

2

4_2

10_1

8

1_1

1_1

9

شمارش معکوس تا سمپوزیوم
روز
ساعت
دقیقه
ثانیه

محورها

 

     محور ویژه: مسئلۀ دانشگاه و زندگی دانشجویی

     - دانشگاه و منطق بازار

     - جامعه و میدان دانشگاهی

     - دانشگاه و عرصۀ سیاست

     - کلاس درس و محیط دانشگاه

     - خوابگاه

 

      محور آزاد: بدون محدودیت موضوعی

 

زمان‌بندی
مهلت ارسال چکیدۀ نوشتار »
1396/12/29
مهلت ارسال متن کامل جُستار »
1396/12/29
مهلت ارسال فیلم مستند »
1396/12/29
اعلام پذیرش نهایی چکیدۀ نوشتار »
1397/01/23
اعلام پذیرش فیلم مستند »
1397/01/23
مهلت ارسال اصل نوشتار »
1397/01/30
دبیرخانه

 

     تهران، خیابان جلال‌آل‌احمد، پل گیشا، دانشگاه تربيت

     مدرس، ميدان دانشجو، محل مديريت امور فرهنگى و

     اجتماعى، دبیرخانۀ نخستین سمپوزیوم کشــوری آثار

     دانشجویی علوم اجتماعی

 

برگزارکنندگان
اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی کشور انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس
با حمایت

پوستر سمپوزیوم
گفتگو با محمد رضایی، دبیر علمی سمپوزیوم
1396/09/03

حرکت از کلی-‌انتزاعی به جزئی-‌انضمامی

یا

دانشگاه: از منطق بازار تا خوابگاه

 

گفتگو با دکتر محمد رضایی، دبیر علمی سمپوزیوم، آبان 1396

 

 

آقای دکتر ممنون از اینکه دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفتید. ایده‌ی سمپوزیوم دانشجویی را شما با انجمن علمی مدرس مطرح کردید که سپس اتحادیه‌ی انجمن‌های علمی علوم اجتماعی به آن اضافه شد. اگر مایل باشید از این صحبت کنیم که چرا این ایده اهمیت داشت و این ایده در چه فضا و بستری معنا پیدا می‌کند؟

ما باید تکلیف واژه‌ی سمپوزیوم را روشن کنیم. وقتی قرار شد این برنامه ذیل برنامه‌های دانشگاه تربیت مدرس برگزار شود، می‌بایست بر طبق آیین‌نامه‌هایِ آن‌ها عمل می‌کردیم که درواقع زمانی که موضوعِ خاصی مطرح است باید سمپوزیوم نام بگیرد و نه همایش. خود من با واژه‌ی همایش راحت‌ترم، گمانم بیشتر جاافتاده است. اما خب همایش برای آنها ماجرایِ وسیع‌تری بود و بنابراین ما ناگزیر شدیم عنوان سمپوزیوم را برایِ آثار دانشجویی علوم اجتماعی انتخاب کنیم. اما در مورد خود ایده باید بگویم که بنابر تصور من ما دانشجویان بسیاری در کشور داریم که سهم عمده‌ای در پیشبردِ پژوهش‌هایِ علمی دارند و البته عمدتاً تحصیلات تکمیلی هستند. سهم و ردِپای این بچه‌ها را می‌توانیم در مقاله‌هایی که با نامِ استادی و یا با مشارکت چند استاد و دانشجو با هم چاپ می‌شود، ببینید. این واقعیت است که وجود بسیاری از مقاله‌هایِ علمی‌پژوهشی مدیون دانشجویان هست. بنابراین چه بهتر که فضایی فراهم شود که این دانشجویان این‌بار خود و به دور از فضایِ رسمیِ اساتید بتوانند ایده‌هایشان را مطرح کنندو کارهایِ پژوهشی‌شان را عرضه کنند.  دانشجویان بازیگران مهمی هستند که زیرِ چترِ نام‌های دیگری قرار دارند. ایشان باید واجد هویتِ مستقلِ علمی خود باشند و ما می‌بایست جایی را برای این استقلال فراهم کنیم. در کنار این امر ما دانشجویانی را داریم که می‌توانند تولید علمی داشته باشند، اما این تولید در قالب مقالاتِ مرسوم نمی‌گنجد. این‌ها همچون بسیاری از اساتید شایسته‌ی ما هستند که قواعد ارتقا در میدانِ دانشگاه را رعایت نمی‌کنند. شاید بشود گفت ایشان بازی در زمین آکادمی را بلد نیستند. استادان محبوبی هستند و آثار و کلامِ نافذی دارند، اما هنوز در بهترین حالت استادیارند. عین همین داستان برای دانشجویان نیز هست. بعضی از دانشجویان بلد نیستند رزمه‌سازی کنند، با این که تئوری بلدند و خوب فکر می‌کنند و خوب می‌نویسند. اما اینان نیز قادر به بازی در میدان آکادمی نیستند و یا می‌شود گفت عامدانه کناره می‌جویند. اینها به نوعی نسبت به فضایِ رسمی آکادمی پیوریتن‌ هستند. برای ما مهم بود که این دانشجویان نیز بتوانند دستاوردهایِ فکری خود را عرضه کنند. برآیند این جمع در یک لحظه‌ی خاصی با مشارکت اتحادیه فراهم می‌شود. به زعم ما این جمع‌شدن می‌توانند رخداد منحصربه‌فردی در فضایِ فکری و تولید دانش کشور باشد، هرچند در ابتدایِ امر آرام و آهسته گام بردارد، اما امید داریم بازتولید شود و امتداد پیدا کند و به مرور به جایگاه خود دست یابد.

 

 

آقای دکتر یک بحثی این‌جا مطرح است. ما با مخاطره‌ی شرکتِ دانش‌جویان بیرون از تهران، بیرون از مرکز در چنین سمپوزیومی روبه‌رو هستیم. یعنی به‌سادگی جذبِ کشوری اتفاق نمی‌افتد. به نظر شما برای به‌وقوع‌پیوستنِ  چنین هدفی، چه تمهیداتی لازم است؟

تا جایی که من می‌دانم و می‌توانم فکر کنم، دورنمایِ این‌ کار قوت‌گیریِ سمپوزیوم است. این سمپوزیوم باید بتواند پشتوانه‌هایِ مالی نیز فراهم کند، به این معنا که بتوانیم دانشجویانی را که آثارشان پذیرفته می‌شود، مورد حمایت مالی قرار دهیم. درواقع اگر مثلاً دانشجویی از سیستان و بلوچستان، کردستان، آذربایجان، هرمزگان و یا هرجای دیگری به ما مقاله داد، ما باید بتوانیم پشتوانه‌ی مالی رفت‌وآمد او را حداقل فراهم کنیم. ضمن اینکه بنا نیست این سمپوزیوم همیشه در تهران برگزار شود، در سال اول به دلیل مسائل اجرایی ناچار بودیم. اما به زعم من سمپوزیوم باید بتواند در کلِ کشور بچرخد. بنابراین تأمین هزینه‌ی سفرِ دانشجویان مهم است. اما این دورنماست. ما در دورِ اول اجرا نمی‌توانیم این کار را بکنیم. خود مسائلِ اجرایی و مجوزگیری چنان زمان می‌برد، که نمی‌توان برای این ماجرا تمهیدی اندیشید. ضمن اینکه هنوز برون‌دادِ این سمپوزیوم روشن نیست تا ما بتوانیم به اتکایِ آن پشتوانه‌ی مالی‌ای برای تأمین هزینه‌ی سفر بچه‌ها فراهم کنیم. با این حال امیدوارم طی سال‌هایِ بعد این اتفاق و رایگان‌بودنِ هزینه‌های شرکت در سمپوزیوم ممکن شود. برای دانشجویان باید هدفِ آرمانی دوراز دسترس مهم‌تر از هدف واقعی در دسترس باشد، بنابراین حتی اگر در ابتدایِ امر چنین ماجرایی آرمانی به‌نظر می‌رسد، اشکالی ندارد. باید این آرمان را طیِ چندسال پی گرفت تا ممکن شود.

 

 

آقای دکتر ما تلاش کردیم شرایط شرکت در این سمپوزیوم را وسیع کنیم، درواقع دانشجویِ علوم اجتماعی را موسع از داشتنِ کارت دانشجویی علوم اجتماعی گردانیم. ما فکر کردیم کسانی هستند که ممکن است رشته‌ی دیگری بخوانند، اما مطالعات اجتماعی داشته باشند و اتفاقاً به‌سببِ رشته‌ی دیگری خواندن، نوعی نگاهِ تازه به مسئله‌ی اجتماعی بیفکنند که برای کل سمپوزیوم مفید واقع شود. ما درواقع «علوم‌اجتماعی‌خوانده» را جایگزین «دانشجویِ رسمی علوم اجتماعی» کردیم. آیا با این اتفاق موافق هستید؟

من تماماً با این رویه موافقم اما می‌خواهم بگویم خود «علوم‌اجتماعی‌خوانده» هم مرزگذار است. اما برای اینکه هیچ مرزی نداشته باشیم، درواقع نباید هیچ کلمه‌ای داشته باشیم. دنیای سکوت دنیای بدونِ مرز است. بنابراین ما با انتخابِ هر واژه‌ای فرایند طرد را صورت می‌دهیم، اما با جایگزینی واژه‌ی «علوم‌ اجتماعی‌خوانده» به جایِ «دانشجویِ رسمیِ علوم اجتماعی» ما دایره‌ی شمول‌مان را گسترش داده‌ایم. ما دوست داریم این مرز را گسترش دهیم. هدف ما این است که نمی‌خواهیم صرفاً کسانی را وارد کنیم که در فضایِ رسمیِ آکادمی علوم اجتماعی هستند. و الا بخشِ مستند جامعه‌شناختی را واردِ کار نمی‌کردیم. ما هر کسی را که حرفی دارد به شرکت در سمپوزیوم فرا می‌خوانیم. اگر می‌توانستیم خودِ واژه‌ی علوم اجتماعی خوانده را هم وارد نمی‌کردیم تا حوزه‌ی کسانی را که می‌توانند در سمپوزیوم شرکت کنند، گسترش دهیم.

 

 

آثار کلمه‌ی موسعی است، در حوزه‌ی متن مکتوب روشن است که تحدیدکننده‌ها چه می‌توانند باشند، اما در مورد فیلم چطور؟ فکر می‌کنید بازشدنِ دریچه‌ی چنین مدیومی چه مخاطرات و چه دستاوردهایی خواهد داشت؟

ما چیزی داریم به نام جامعه‌شناسیِ هرچیزی، مثل جامعه‌شناسیِ کار، ارتباطات.. یا علوم اجتماعیِ اینها. این کار را متخصصین انجام می‌دهند. اما چیز دیگری داریم به نام کارِ جامعه‌شناختی. این دیگر لزوماً ربطی به کارشناسانِ رسمیِ علوم اجتماعی ندارند. یک فیلم‌ساز ممکن است منظری را به رویِ ما باز کند که ازقضا بسیار جامعه‌شناختانه‌تر از کاری است که هر یک از ما جامعه‌شناسان در حوزه‌ی کاری خود انجام می‌دهیم. بنابراین برایِ ما این سمپوزیومی برای ابرازِ وجود کارِ جامعه‌شناسان نیست. برای ما محلی برای عرضه‌ی کارهای جامعه‌شناختی است. و فکر می‌کنیم مستند این کار را می‌کند، بعضاً با صدایِ بلند‌تر. مردم هم این‌ها را می‌بینند. وقتی ما می‌گوییم در جامعه‌شناسی هدف نزدیک‌شدن به زندگیِ مردم، کار مردم است و کمک به حل مشکلاتِ ایشان؛ در این مسیر همکارانی داریم. ممکن است جنسِ ما فرق کنند، اما ما با هم همکاریم. فیلم‌سازان، به‌ویژه‌ مستندسازان همکارانِ ما هستند، حتی اگر ایشان چنین میلی نداشته باشند، ما میل داریم که به سمت‌شان برویم و از ایشان بخواهیم به ما کمک کنند. اما درست است، ما آشنایی‌ای با مستند نداریم و ممکن است ندانیم که تحدید‌کننده‌ها چه عواملی خواهند بود. با این حال می‌توانیم از خود مستندسازان و مستندشناسانی کمک بگیریم که دستِ برقضا ذائقۀ جامعه‌شناختی/انسان‌شناختی نیز دارند. در حوزه‌ی مربوط به فُرم‌هایِ آثار مکتوب ما کمتر مشکلِ داوری داریم. گرچه هر انتخابی سیاسی است و منجر به طرد می‌شود. ما باید معیارها را برای داوری روشن کنیم. این مهم است. چه در حوزه‌ی آثار مستند و چه در حوزه‌ی آثار مکتوب. این معیارها به اطلاع همگی خواهد رسید و فرایند داوری شفاف خواهد بود. چون کار دانشجویی است، خود دانشجویان کارها را داوری خواهند کرد. دانشجویانی که البته ما انتخاب کرده‌ایم به حسبِ دانش و تجربه‌ی بیشتر.

 

 

سمپوزیوم به این سمت پیش رفت که یک محور آزاد داشته باشد و یک محور ویژه. محور آزاد را از این رو قرار دادیم که بتوانیم با مسائلِ پژوهشی دانشجویان که احتمالاً ربط به زیست‌بوم آنها دارد آشنا شویم. گمان می‌کردیم که محور آزاد می‌تواند هر سال روشنگرِ این باشد که عموم دانشجویان در کدام‌یک از حوزه‌هایِ جامعه‌شناسی بیشتر می‌اندیشند و این خود بعد از گذشت چندسال، دستاورد مهمی خواهد بود. محور ویژه نیز قرار شد هر سال متفاوت شود. امسال محور ویژه «مسئله‌ی دانشگاه و زیست دانشجویی» است. یک توافقِ نسبی درباره‌ی قراردادن این موضوع به‌عنوانِ محور ویژه بین دانشجویانی که ما با ایشان به شور نشستیم وجود داشت. به گمان ما این موضوع در عینِ مشترک‌بودنش در بین‌الاذهان دانشجویان، نشانگر بحرانی است. به نظرِ شما چه چیز راهبر این مسئله است؟

به نظر من انتخابِ این محور ویژه تکنیکال نیز هست. معتقد نیستم که دانشگاه بدل به بحران و مسئله نشده، که شده است، اما آنچه مهم است این است که ما با دانشجویان سروکار داریم. دانشجویان در بهترین حالت محققان خوبی‌اند، احتمالاً غیرآزموده. دانشجویانِ خوبِ ما در نهایت در ابتدایِ مسیر دانش‌اند و ما باید نسبت به این حساس باشیم. واقعیت این است که دانشجویان قرار نیست که پرچمدار حل مسائلِ کشور باشند. بنابراین مسیرِ آزمون مهم است. به گمانم نگاهِ تکنیکال از همین‌جا بیرون می‌آید. اگر قرار است دانشجویان راهکاری و یا اندیشه‌ای درباره‌ی مسئله‌ای داشته باشند، چه موضوعی بهتر از مکانِ زیستِ خودشان. جایی که دارند در آن زندگی می‌کنند. اگر دانشجویان قدرتِ تحلیل آنچه که با آن درگیر هستند را داشته باشند، طبعاً می‌توانند درباره‌ی موضوعاتِ دیگر نیز ورودی مبدعانه داشته باشند. گرچه این انتخاب، تحتِ تأثیر بحرانی‌بودن دانشگاه در نگاهِ خود دانشجویان، سیستم و مردم بوده است، اما ماجرایِ تکنیکال را نیز نباید دستِ کم گرفت. این شروع، شروع خوبی است، ما باید درباره‌ی دانشگاه، خوابگاه و مسائلِ مبتلا به خود دانشجویان بتوانیم فکر کنیم. از سویی محور آزاد را گذاشتیم برای کسانی که کارهایِ درخشانی انجام داده‌اند و ایده‌هایِ بکری دارند که درباره‌ی دانشگاه و مسائلِ آن نیست. این سنتِ خوبی است و امیدواریم سال‌های بعد نیز رعایت شود که ما بابِ گفتگویِ محور ویژه و آزاد را نبندیم. این باعث می‌شود امکانِ بیشتری برای بروزِ خلاقیت‌ها قائل شویم. ما باید دایره‌ی محورهایِ موضوعی را باز بگذاریم تا خلاقیت‌ها بروز کنند. این سمپوزیوم امکانِ «رصدِ» فعالیت‌های فکری دانشجویان را نیز به ما می‌دهد. ما متوجه می‌شویم دانشجویان به چه چیزهایی فکر می‌کنند. نباید این محور آزاد را از دست گذاشت. ما باید ببینیم در اجرایِ سمپوزیوم چه اتفاقاتی می‌افتد. باید بعد از دورِ اول ببینیم اشکالات و ایرادات کجاها بوده تا آنها را برای سال‌های آینده برطرف نماییم.

 

 

آقای دکتر اگر موافقید سراغ زیرمحورهایِ محور ویژه برویم تا نظر شما را درباره‌ی هر یک از آنها و یا مجموعه‌ی آنها بدانیم. محور اول: «دانشگاه و منطق بازار»، محور دوم: «دانشگاه و میدان دانشگاهی»، محور سوم: «دانشگاه و عرصۀ سیاست»، محور چهارم: «کلاس درس و محیط دانشگاه»، محور پنجم: «خوابگاه». این «خوابگاه» برایِ ما مهم بود تا تشخص مجزایی به خوابگاه در کنار دانشگاه ببخشیم. شما چه فکر می‌کنید؟

اگر به مسیر این محورها دقت کنید، اتفاق جالبی افتاده است. در نگاه به دانشگاه از انتزاعی به انضمامی حرکت می‌کنیم: از «منطق» بازار به «خوابگاه». شما هم کلیت را در انتخابِ محورها می‌بینید و هم جزئیت و انضمامیت را. شما هم کلی‌انتزاعی دارید و هم جزئی‌انضمامی. امروز به نظر می‌رسد، بردار نیرویِ اقتصادی دارد بر دانشگاه عمل می‌کند. مفروضه‌ی گردانندگان این سمپوزیوم این هست. عملِ این بردار، مطلوب نظامِ دانشگاهی و به‌تبع مطلوب نظام دانش کشور نیست. حتی بعضاً منافات دارد با متن قانون اساسی. ما اسم این را «منطق بازار» گذاشتیم، حاکمیت عقلانیت اقتصادی بر حوزه‌ی علم. به زعم ما خودتنظیمیِ نظام علمی کشور از کوک خارج شده و متغیرهایِ دیگری در این میدان اثرگذار شده‌اند و دانشگاه دارد عقلانیتِ درونی خود را از دست می‌دهد، یا سیاست در آن دخالت دارد و یا بازار دارد بر آن عمل می‌کند، وقتی بردارهایِ آن میدان‌ها بر این میدان عمل می‌کنند خروجی خوبی بیرون نخواهد آمد. حتی بردار بین‌المللی جایگاهِ علمی از حیثِ چاپ مقاله نیز دست‌به‌دستِ دو بردارِ نیرویِ دیگر داده است و هم‌سویِ آنها دارد دانشگاه را از منطق خاص خودش که منطقِ کندی و داشتنِ صبر و حوصله در اندیشیدن است، خارج می‌کند. گسترشِ تولید مقاله و فشارآوردن بر فضایِ دانشگاه که می‌بایست خروجیِ مقاله‌محور داشته باشد، و این مسئله برای ارتقایِ استاد و پذیرش دانشجویِ دکتری امتیاز محسوب می‌شود، فساد نیز به همراه می‌آورد. اینها هیچ کدام منطق‌شان در دانشگاه تعریف نشده است. خصلتِ ارگانیک دانشگاه، حوصله و صبر است، اما اقتصاد و سیاست منطق حوصله و صبر را از بین برده‌اند. نشانه‌هایش خیلی وقت است ظاهر شده است. وقتی یک استاد در طولِ سال پنجاه تا مقاله تولید می‌کند، یا ما عدد پنجاه را نمی‌شناسیم، یا مقاله را نمی‌فهمیم. بله این در دانشگاه است و همان استاد، استاد نمونه می‌شود. برای دانشجویِ دکتری نیز حجمِ مقاله مهم است. همین می‌شود ماجرایِ تولید تقلبِ علمی. ما فکر نمی‌کنیم با این سمپوزیوم این مسائل رفع می‌شود، اما ما می‌خواهیم دانشجویان را متوجه این مسائل بکنیم. ضمن اینکه باید ببینیم دانشجویان چقدر به سمپتوم‌هایِ وضعیت خود حساس‌ هستند و واکنش نشان می‌دهند. اگر داده‌هایی از آثار منتخب به دست آید، می‌تواند در اختیار فعالین دانشجویی قرار گیرد و قدرت چانه‌زنی دانشجویان برای بهبود وضعیتِ دانشگاه و به‌سامان‌کردنِ امورشان افزایش یابد.

 

 

آقای دکتر به عنوان سوالِ آخر، مسئله‌ای به‌وجود آمده است حولِ چگونگی داوری. برای دوستان سؤال شده است که فرایندِ داوری چگونه است وقتی لیستی از اساتید هیئت علمی به عنوان داور حضور ندارند. لیست داوران بر اساس شور و مشورت با دانشجویان و گزینش از میان دانشجویانِ تحصیلات تکمیلی به‌منظور پیشبردِ امور ترتیب داده شده است. این ماجرا کمی مسئله‌زا بوده. به گمان شما چه می‌توان کرد که تهدید و مخاطره‌ی چنین شکلی از داوری کاهش یابد و اتفاقاً بدل به فرصت و وجه ممیزه سمپوزیوم به نسبت دیگر همایش‌ها شود؟

اساساً از نظر من تهدیدی در کار نیست. اگر قرار است همه‌چیز سمپوزیوم دانشجویی باشد و قرار است نگاه دانشجویی برجسته شود، اتفاقاً مهم‌ترین جا برای بروزِ این دانشجویی‌بودن مقام داوری است. به‌واسطه‌ی این داوری دانشجویی ما می‌توانیم ادعا کنیم که سمپوزیوم دانشجویی است، زیرا نگاهِ دانشجویی آثاری را برای ارائه برگزیده است. اگر همه‌ی اساتید متن می‌نوشتند و دانشجویان داوری می‌کردند، می‌توانستیم بگوییم همایش دانشجویی ست. عیارِ ما در دانشجویی‌بودنِ سمپوزیوم، مقام داوری است. هر چند مخاطره باشد. ما می‌خواهیم ببینیم دانشجویان چه چیزی را قابلِ عرضه و ارائه می‌دانند. البته جمعِ خاصی را برای داوری گزینش کردیم. این البته یک انتخاب و تصمیم است. نمی‌توان دفاعی عقلانی کرد. ما انتخاب کردیم برمبنایِ درک و شناختی که از دانشجویان داشتیم. داوری همیشه محلِ مناقشه است، باید به این واقف بود. کسانِ دیگری ممکن است کسانِ دیگری را انتخاب کنند. داوری اگر چالش برانگیخته نکند، داوری نخواهد بود. اما ما با درنظرگیریِ شیوه‌نامه داوری سعی می‌کنیم فرایند داوری را شفاف کنیم. من به عنوان یک عضوِ این گروه، با داوریِ دانشجویان موافقم و از نفسِ آن دفاع می‌کنم.

 

 

یک مسئله‌ای مطرح شده است آقای دکتر. اگر اعضایِ شورای راهبردی همایش که قرار است وظیفه‌ی اصلی داوریِ چکیده‌ها را برعهده داشته باشند، خودشان نیز متنی را برای ارائه آماده کنند، آیا شبهه به وجود نخواهد آمد؟ آیا می‌شود داوران را داوری کرد؟

این پرسش مهمی است. زیرا یک گرهی بوجود می‌آید و نقدهایی به همراه خواهد داشت. ما امیدواریم کارمان به آنجا نرسد که از متون دوستانِ شورای راهبردی در سمپوزیوم استفاده کنیم. زیرا استفاده از متنِ ایشان در اولویت ما نیست. استفاده از متون ایشان تنها زمانی معنادار می‌شود که برقراری سمپوزیوم خود دچار مشکل شده باشد. یعنی تصور کنید شرایطی را که در دور اولِ برگزاریِ سمپوزیوم، به دلیل ناشناخته‌بودن و نداشتنِ پشتوانه‌ی سرمایه‌نمادینِ اساتید هئیت علمی، فرستادنِ متن به سمپوزیوم به خوبی توجیه نشده یا جذابیت ایجاد نکرده باشد. آنگاه ما برای استراتژی برقراریِ سمپوزیوم می‌توانیم از متون اعضایِ شورای راهبردی با درنظرگیریِ شیوه‌نامۀ داوری بهره ببریم. این البته نظرِ من است. دوستان می‌توانند تصمیم دیگری بگیرند. ما امیدواریم آنقدر متن به سمپوزیوم برسد که ما نیازی به متون اعضایِ شورای راهبردی نداشته باشیم. ما برای برگزاریِ سمپوزیوم دنبالِ ایده‌های بکر هستیم، به گمان ما دوستانی را که درگیر سمپوزیوم کرده‌ایم، خود می‌توانند ایده‌پردازان مهمی برای غنایِ سمپوزیوم باشند. بنابراین ساده نیست که از حضورِ ایشان چشم بپوشیم. با این‌حال آثار ایشان تنها در صورتِ فقدان مطرح خواهد شد.