امروز : چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
دسترسی سریع

2

4_2

10_1

1_1

1_1

9

شمارش معکوس تا سمپوزیوم
روز
ساعت
دقیقه
ثانیه

محورها

 

     محور ویژه: مسئلۀ دانشگاه و زندگی دانشجویی

     - دانشگاه و منطق بازار

     - جامعه و میدان دانشگاهی

     - دانشگاه و عرصۀ سیاست

     - کلاس درس و محیط دانشگاه

     - خوابگاه

 

      محور آزاد: بدون محدودیت موضوعی

 

زمان‌بندی
مهلت ارسال چکیدۀ نوشتار »
1397/12/29
مهلت ارسال متن کامل جُستار »
1397/12/29
مهلت ارسال اصل نوشتار »
1398/01/30
برگزارکنندگان
اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی علوم اجتماعی کشور موسسه فرهنگی بامداد امید صبا
پوستر سمپوزیوم
درباره سمپوزیوم؛ روحی برای بی‌روحی جهان دانشگاهی
1397/11/28

 

روزبه آقاجری

 

تلاش برای فرارفتن از هزارتوی چسبناک بوروکراسی دانشگاهی و تولید علم کذایی آن راهی دراز پیموده است؛ از «آکادمی موازی» تا مؤسسات بیرون‌ازدانشگاه مانند «رخداد تازه» و «پرسش»، از اجتماعات غیررسمی مطالعاتی دانشجویی یعنی انواع فلان‌وبهمان‌خوانی‌ها تا شکل‌های تازه خودآموزی. همه این‌ها خود را در غیریت بنیادی‌شان از ساخت دانشگاه، باز می‌یافتند و با هنجار بنیادی بیرون‌ازدانشگاه‌بودن، خود را تعریف می‌کردند. در نسبت با این غیریت رادیکال بود که بوروکراسی دانشگاه نیز می‌توانست خیالش راحت باشد که می‌تواند راه خود را برود و کسی معارضش نشود. اصل راه‌نمای همه آن شکل‌هایی که نام بردم، این بود که «کارِ خدا به خدا و کار قیصر به قیصر». آن شکل‌های آلترناتیو هر چند اقتدار دانشگاه ایرانی را به چالشی هردم‌ژرف‌شونده کشیدند اما تنها به‌شکلی انتزاعی توانستند به پیکره فرتوت آن نفوذ کنند. آن‌ها ایده دانشگاه را نشانه رفتند و دیگریِ چاره‌ناپذیر فرایندهای دانشگاهی باقی ماندند اما نتوانستند چاره‌ای برای بدن متجسد آن ایده بیندیشند و با آن در اُفتند.
دگرگونی پارادایمی چند سال اخیر که به‌شکلی به درگیری‌ای ماتریالیستی‌تر و تنانی‌تر با دانشگاه انجامیده و خود را در شکوفایی بی‌بدیل کار صنفی فراگیر و متمرکز بر خود فرایندهای تولید دانش و آموزش متمرکز کرده است، نشان از دورانی تازه در حیات دانشگاه ایرانی دارد و لازم می‌آورد که شکل‌های آلترناتیو پژوهش و کندوکاو علمی از یک سو در فرایند درگیرانه‌تر با و برای خود دانشجویان و از سوی دیگر در شکل‌هایی پذیرفتنی‌تر در دانشگاه (و چه بسا مشابه با آن) صورت‌بندی شوند. «سمپوزیوم دانشجویی سراسر کشور» برآیند خلاقانه آن دگرگونی پارادایمی و بی‌دلیل نیست که برآمده از کوشش دانشجویان فعال در اتحادیه انجمن‌های علمی است.
سمپوزیوم به‌ظاهر چیزی جز همایشی دانشگاهی نیست اما هم در شکل و هم در محتوا توانسته است هم‌نهادی دیالکتیکی از غیریت و آری‌گویی باشد و همین آن را جذاب می‌کند. از به‌رسمیت‌شناختن شکل‌های نوشتاری غیررسمی تا طرح بی‌مرز و پسینی موضوعات قابل ارائه (پنل‌ها نسبت به مقالات رسیده، تعریف می‌شوند نه به صورت پیشینی)، از اجرای تماماً رسمی و قاعده‌مند آن تا شکل‌های خلاقانه ارائه. این‌ها هستند که سمپوزیوم را به تجربه‌ای یکتا بدل کرده‌اند.
تَصَوُّر جاافتاده در میان دانشجویان باعث شده که گمان کنند «این هم چیزی شبیه باقی محصولات دانشگاه است». حتماً چنین است. سمپوزیوم ازقضا هرگز نخواسته بر امواج تصویری آرمانی‌شده از خود سواری کند. اما در همان‌زمانی که می‌دانیم و می‌بینیم که از فرایندهای تثبیت‌شده دانشگاهی برآمده، باید ببینیم که چگونه به مکانی برای فراروی از هزارتوی چسبناک بوروکراسی دانشگاهی و تولید علم کذایی آن بدل شده و این، سویه انتقادی، خلاق و سرزنده آن است.
سمپوزیوم تازه در آغاز راه است اما تا همین حالا توانسته خشم استادان نام‌ونشان‌دار را بر انگیزد و شاخک‌های بوروکراسی دانشگاهی را تیز کند. بی‌تفاوتی عمومی پیکره متصلب دانشگاهی به آن را باید به فال نیک گرفت. حالا دیگر آشکار شده که اگر تلاش درهم‌تنیده دانشجویان کوشنده و خلاق اتحادیه و غیر اتحادیه نبود، مراسم ختم سمپوزیوم را خیلی پیشتر از این‌ها برپا کرده بودند.
مارکس در آخر خطوط مقدمه خود بر جلد یک کاپیتال می‌نویسد که «راه خود در پیش گیر و بگذار مردمان هر چه می‌خواهند بگویند». این، چیزی نیست جز بارگذاری مجدد آن شعار کانتی که «در به‌کارگیری خرد خود شجاع باش!» سمپوزیوم اگر بتواند تحقق این دو باشد، به هدف روشنگرانه خود رسیده است.