در راستای پیشنهاد موضوعاتی برای نوشتن در سمپوزیوم: از مدرسه بگو!
1398/11/04

در راستای پیشنهاد موضوعاتی برای نوشتن در سمپوزیوم: از مدرسه بگو!

از میان پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی علوم اجتماعی که از ابتدای دهۀ 90 شمسی تا پایان سال 1397 در چهار دانشگاه تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و تربیت مدرس نوشته شده‌اند، تنها 3.5درصد آن‌ها به آموزش عمومی مرتبط بوده است. این آمار هرچند شوکه‌کننده و غیرقابل‌باور باشد اما واقعی است. اگرچه در طول این سال‌ها زبان اصحاب علوم اجتماعی در نقد آموزش عمومی درازتر از همیشه بوده اما پژوهش‌های آنان در این حوزه چنگی به دل نمی‌زند. جالب آنکه حدود 3درصد از این 3.5درصد هم پژوهش‌هایی کمی و پیمایشی هستند که اغلب نتایجشان درک عمیقی از وضعیت آموزش عمومی در ایران در اختیارمان نمی‌گذارند.

از طرف دیگر، هیچ نهادی (به جز خانواده) جایگاهی چون مدرسه و آموزش عمومی در زندگی ما ندارد. مدرسه سازنده‌ترین سال‌های زندگی انسان را با انحصاری باورنکردنی در اختیار خود دارد و حتی می‌توان گفت به‌واسطۀ برنامه‌ریزی و سازماندهی‌ای که در آن رخ می‌دهد، میزان تأثیرش دست‌کم در برخی موارد می‌تواند از خانواده هم بیشتر باشد. علاوه بر این، مدرسه گویی حد فاصل میان خانواده و دولت (حاکمیت) است و از همین رو، محل نزاع‌های پنهان و آشکار بسیاری میان قدرت‌های حاضر در میدان جامعه است. تقریباً در تمام روزهای کودکی، مدرسه نهادی بوده که مستقیم و غیرمستقیم به زندگی ما سامان می‌بخشیده و توانمان برای تخطی از این سامان‌بخشی هرگز چندان چشم‌گیر نبوده است.

با همۀ این‌ها، چطور است که در قامت پژوهشگران و علاقه‌مندان علوم اجتماعی، نسبت به این نهاد به‌شکل معناداری بی‌تفاوت هستیم؟ پاسخ من به این پرسش آن است که مدرسه جعبه سیاه کودکی ماست؛ میعادگاه سهمگین‌ترین تلاطم‌های عاطفی و بدترین رنج‌های روانی و حتی فیزیکی. ما به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه تلاش می‌کنیم از این صندوقچۀ اسرار دور بمانیم چراکه هر شکلی از مواجهۀ عمیق و واقعی با مدرسه لاجرم نیازمند مواجهه‌ای با خودمان و گذشته‌مان است. مدرسه آن میدانی است که وقتی سراغش می‌رویم به‌سختی می‌توانیم در آن بی‌طرف باشیم. البته که نیازی هم به بی‌طرفی نیست. همان قدر که تلاش برای بی‌طرفی در مواجهه با واقعیت‌های اجتماعی معنادار است، در مواجهه با خودِ موضوعات و علایق پژوهشی‌مان بی‌معناست. باید در جنگ تمام‌عیاری که در مدرسه هر روز میان بچه‌ها و نظم حاکم در جریان است، طرف بچه‌ها و اندک معلمانی باشیم که می‌خواهند به این نظم پشت کنند. تلاش‌های ما می‌توانند پشتوانه‌ای برای مواجهۀ انتقادی آن‌ها با مدرسه باشند. نوشتن از مدرسه برای من همیشه شکلی از «افشای سلطه» است. نوشتن از مدرسه برای شما چه معنایی دارد؟

نویسنده: حسام حسین‌زاده

مهلت ارسال آثار: ۳۰ بهمن‌ماه