در راستای پیشنهاد موضوعاتی برای نوشتن در سمپوزیوم: مطالعات فرهنگی در ایران
1398/11/05

در راستای پیشنهاد موضوعاتی برای نوشتن در سمپوزیوم:

مطالعات فرهنگی در ایران


یک دهه پیش از این، مطالعات فرهنگی، در نوک پیکان مجادلات علوم اجتماعی ایران قرار داشت. نیرویی همچنان جوان و رادیکال بود که به لحاظ نظری و روشی، علوم اجتماعی مستقر را به چالش میکشید. نقدهای آن به علوم اجتماعی موجود حتی گاه کسانی که سنخیت یا همدلی‌ای با مطالعات فرهنگی نداشتند را نیز وسوسه میکرد که با طرح دوگانه‌ی «مرگ جامعه‌شناسی / تولد مطالعات فرهنگی» به این مناقشات دامن بزنند. اما اینک، یک دهه از آن مجادلات گذشته است. از سویی، اینگونه به نظر میرسد که دیگر مطالعات فرهنگی آن نیروی رادیکال و انتقادی را در علوم اجتماعی ایران نمایندگی نمیکند و اتفاقا از سوی بخشهای دیگری از علوم اجتماعی ایران به محافظه‌کاری و تن دادن به وضعیت موجود متهم شده است و از سوی دیگر بیش از گذشته در اشکالی از نظم نهادی قرار گرفته و گویی صرفا به یک رشته‌ی دانشگاهی همچون رشته‌های دیگر تبدیل شده است. برخی نیز در واکنش به این انتقادات معتقدند که مطالعات فرهنگی نه به عنوان رادیکال‌ترین پاسخ به وضعیت علوم اجتماعی ایران، بلکه به عنوان شکافی در نظم موجود و تغییر برخی از تصلبات روشی و نظری آن موفق بوده است و نباید بار تمامیت علوم اجتماعی انتقادی در ایران را بر دوش مطالعات فرهنگی گذاشت.

اما فارغ از اینکه به کدام یک از این برداشتها و روایتها باور داشته باشیم، مساله اینجاست که مدتهاست به «مطالعات فرهنگی» همچون یک پروبلماتیک معرفتی و سیاسی نگریسته نشده است. از آخرین مباحثات جدی درباره مطالعات فرهنگی دستکم 5 سال میگذرد و بازاندیشی درباره امروز مطالعات فرهنگی ضرورتی انکارناپذیر به نظر میرسد؛ به ویژه اگر این‌بار محوریت بازاندیشی نه با  استادان و نسل اول مطالعات فرهنگی ایران، بلکه با دانشجویان و فارغ‌التحصیلان اخیر آن باشد. آنچه نمیتوان از آن گریخت این است که نهادی شدن مفرط مطالعات فرهنگی، میتواند به عنوان مانعی در برابر بازاندیشانه بودن و سیالیت آن سر بر آورد و این چیزی نیست که بتوان از برابرش با مماشات عبور کرد.

ما در این محور پیشنهادی، پرسش‌هایی را (به عنوان نمونه) در میان میگذاریم و از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان مطالعات فرهنگی در ایران، و نیز دیگر دانشجویان علوم اجتماعی ایران که مواجه‌های خواه انتقادی یا همدلانه با مطالعات فرهنگی امروز ایران دارند تقاضا میکنیم جستارها و تأملاتشان را با ما در میان گذارند. بدیهی است که خود شما هم میتوانید پرسشهای دیگری را محور نوشتار خود قرار دهید. اما پرسش‌های پیشنهادی ما بدین شرح‌اند:

مطالعات فرهنگی در نظم کنونی دانش اجتماعی در ایران کجا ایستاده است؟

مطالعات فرهنگی در ایران چه پاسخ‌های احتمالی به نقدهایی که طی یک دهه اخیر متوجه آن شده است (از جمله نقدهای اقتصاد سیاسی) میتواند بدهد؟

برنامه دپارتمان‌های مطالعات فرهنگی در ایران، چه سنخیتی با اهداف میان‌رشته‌ای، انتقادی و مداخله‌گر مطالعات فرهنگی دارند؟

چه امکان‌ها و ظرفیت‌هایی خارج از مناسبات نهادی-دانشگاهی برای مطالعات فرهنگی در ایران میتوان متصور بود؟

آیا طرح مساله «مطالعات فرودستان» در مطالعات فرهنگی ایران، میتواند دستورکاری انتقادی برای آن در لحظه‌ی حاضر فراهم کند؟ 

پروبلماتیک‌های بدیل برای مطالعات فرهنگی ایران در لحظه حاضر چه میتواند باشد؟

نویسنده: هادی آقاجان‌زاده
مهلت ارسال آثار: ۳۰ بهمن‌ماه