در راستای پیشنهاد موضوعاتی برای نوشتن در سمپوزیوم: جامعه‌شناسی سیاسی
1398/11/07

در راستای پیشنهاد موضوعاتی برای نوشتن در سمپوزیوم

جامعه‌شناسی سیاسی

جامعه‌شناسی سیاسی یکی از انواع جامعه‌شناسی‌های مضاف است که به تحلیل پدیده‌های سیاسی می‌پردازد. پدیده‌های سیاسی در این حوزه، هم میتوانند شامل دولت و جامعه مدنی باشند و هم شامل پدیده‌هایی مانند خانواده که در بدو امر ممکن است پدیده‌های سیاسی به حساب نیایند. موضوعات و عناوینی مانند حقوق شهروندی، جنبش‌های اجتماعی و منابع قدرت اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که این دو سطح از پدیده‌ها را به هم مرتبط می‌کند. به عبارت دیگر، جامعه‌شناسی سیاسی را نیز می‌توان در دو سطح خرد و کلان مورد بررسی قرار داد.

پیش از شکل‌گیری جامعه‌شناسی در قرن نوزدهم، متفکران و نویسندگان عصر روشنگری با طرح آرا و نظریات خود، به شکل‌گیری این شاخه از جامعه‌شناسی یاری رسانده‌اند. نظریات متفکرانی مانند مونتسکیو، تاثیر بسزایی در شکل‌گیری جامعه‌شناسی سیاسی در سال‌های بعد داشته است. حتی متفکرانی همچون جان لاک و تامس هابز که در حوزه فلسفه سیاسی قلم زده‌اند، تاثیر غیر قابل انکاری در شکل‌گیری جامعه‌شناسی سیاسی داشته‌اند. اما در قرن نوزدهم و مقارن با تکوین جامعه‌شناسی به عنوان یک رشته علمی مستقل، بنیانگذاران جامعه‌شناسی یعنی دورکیم، وبر و مارکس هرکدام از منظر و چشم‌انداز نظری خود پایه‌گذار جامعه‌شناسی سیاسی نیز محسوب می‌شوند. 

محورهای اصلی تحقیق و پژوهش در جامعه‌شناسی سیاسی عبارتند از: 

تکوین دولت مدرن: در این محور، شکل‌گیری دولت مدرن که تبار آن را میتوان به قرن 17 میلادی بازگرداند، مورد بررسی قرار میگیرد. بررسی فرایند تکوین دولت مدرن و فرایند تکوین هم‌بسته آن یعنی ملت، بررسی اشکال تاریخی متنوع دولت سازی در جوامع مختلف، بررسی عواملی که تحقق این فرایند را تسهیل کرده و عواملی که مانع تحقق آن شده، بررسی آرا و عملکرد مخالفان فرایند دولت-ملت سازی، بررسی تبار دولت مدرن و... از جمله موضوعاتی است که در این زمینه مورد مطالعه قرار می‌گیرد. 

تاثیر روندها و نیروهای اجتماعی بر سیاست: در این محور، نابرابری‌های اجتماعی و نظام قشربندی حاکم بر جامعه مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد. مطالعه نظام‌های نابرابری از این جهت اهمیت دارد که بر نظام سیاسی حاکم تاثیرگذار است و میتواند به تغییرات کوتاه مدت یا بلند مدتی در نظام سیاسی حاکم بینجامد و یا آن را دچار بحران و چالش کند. در این دسته از تحقیقات و مطالعات، هم میتوان نابرابری‌های اجتماعی را عاملی در تغییر و تعدیل نظام سیاسی در نظر گرفت و هم میتوان نظام سیاسی حاکم را عاملی برای جهت دادن به نظام نابرابری حاکم دانست. 

جنبش‌های اجتماعی و ایدئولوژی‌ها و قدرت سیاسی حاکم: در این محور نیز ارتباط نظام سیاسی با نیروهای خارج از آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. نیروهای سیاسی خارج از حاکمیت، ممکن است به انحاء مختلف در صدد تاثیرگذاری بر تصمیمات و موضع‌گیری‌های حاکمان و نحوه تصمیم‌گیری در مورد تخصیص منابع از سوی آنها باشند. در بسیاری از موارد، نتیجه این تلاش گروه‌های خارج از حاکمیت برای اثرگذاری بر تصمیم‌ها و موضع‌گیری‌های رسمی، شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی است که با تدوین مجموعه‌ای از مطالبات و خواسته‌ها در پی اثرگذاری بر افکار عمومی و تحت فشار قرار دادن حاکمیت برای تغییر سیاست‌های رسمی‌اش هستند. بررسی فراز و فرود جنبش‌های سیاسی در دهه‌های اخیر، تحلیل چگونگی شکست یا پیروزی آنها، نحوه بسیج افکار عمومی، چگونگی تعامل با حاکمان، عکس‌العمل حاکمیت برای مهار یا تعدیل این جنبش‌ها، مکانیزم‌های سرکوب و... از جمله موضوعات مورد مطالعه در این محور هستند.  

بررسی روابط قدرت در بین گروه‌های اجتماعی: از آنجا که جامعه‌شناسی امر سیاسی را در نسبت با امر اجتماعی مورد مطالعه قرار میدهد، بررسی روابط قدرت نیز محدود به ساختارهای سیاسی و دولتی نیست و این روابط در گروههای اجتماعی نیز مورد مطالعه قرار می‌گیرند. هرچند پیوند دادن مجموعه روابط قدرت بین نهادها و سازمان‌های سیاسی و اجتماعی، خود می‌تواند موضوع پژوهش جداگانه‌ای باشد. در این محور بررسی روابط قدرت در حوزه‌ها و زمینه‌های مختلفی مانند رسانه، خانواده، فضاهای شغلی، نظام اداری، گروه‌های دوستی و... مورد توجه قرار می‌گیرد. 

نویسنده: عباس خورشیدنام
مهلت ارسال آثار: ۳۰ بهمن‌ماه